چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟
امشب شب قدره شب 19 ماه رمضون بابایی نیست رفته سر کار باز شب کار شده ما تنهاییم ولی پسرم هست دیگه مامانش نمیترسه الان ساعت 4 صبحه پسر مامان تخت خوابیده منم اومدم وبلاگ پسرمو درست کنم 12 روز پیش واکسن زدی نرسیدم بیام بگم ازت زیاد گریه نکردی ولی یکم تب کردی مامان بهت استامینوفن میدادم بابا میاوردی پاتم قرمزو سفت شده بود هنوز خوب نشده یکم سفته
.
از اول ماه رمضون همش افطاری دعوت بودیم دیگه خسته شدم از مهمونی رفتن تو هم که همش گریه میکنی میخوای بغل باشی شلوغی و دوست نداری برای همین دوست ندارم برم مهمونی خونه رو بیشتر دوست داری تلویزیون نگاه میکنی با دستات بازی میکنی دوست داری باهات بازی کنیم حرف بزنیم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟؟
